ما را در سایت موقت(بشتاااابید بشتااابید) دنبال میکنید
برچسب: لحظه, نویسنده: بازدید: 40 تاريخ: يکشنبه 26 شهريور 1396 ساعت: 0:07
روانشناسی شهر خودم قبول شدم
نمیدونم حس بدی ندارم ولی خوشحالم نیستم هدفم این نبود
ولی چه میشه کرد
در آینده دوباره کنکور میدم تا وقتی ک قبول شم
خسته شدم خیلی
وگرنه ادامه میدادم
چهار سال زندگینکردن بهم فشار اورد:))
همه جا اعلام کردم چی شد چی کار شد
گفتم اینجام بگم
و خب ثبت هم بشه:دی
+دلم میخاد یا گریه کنم
یا بگیرم یک هفته بخوابم-_-
هم اکنون در راه مشهد مقدس هستیم
پنج روز دیگه نتایج دانشگاه میاد دعا دعا میکنم شهر خودمون قبول شم چون کارام نصفه میمونه
بعد سه چهار سال بالاخره کلاس رانندگی رفتم
بابا هنوز ناراضیه میترسه بزنم کل شهرو بکشم:-/
رفته ماشینامونو فروخته یک ریوی رنگیه نصفه چپ گرفته ک اگه بزنم جایی کمتر سکته کنه:-///
موقت(بشتاااابید بشتااابید)...
ما را در سایت موقت(بشتاااابید بشتااابید) دنبال میکنید
برچسب: وقایع, نویسنده: بازدید: 29 تاريخ: جمعه 24 شهريور 1396 ساعت: 19:04
ما را در سایت موقت(بشتاااابید بشتااابید) دنبال میکنید
برچسب: نمایشگاه, نویسنده: بازدید: 39 تاريخ: شنبه 4 شهريور 1396 ساعت: 0:29
+همه که شاعر و اهل ادب نیستند...
یکی هم ممکنه یک روزانه نویس ساده باشه همچون اینجانب
Monday 23 Mordad 96ینی خیالم از هیچی راحت نیست تو این زندگیهمش رو اگرو شایدو کاش اینطور بشه داره پیش میره۵ موافق ۰ مخالفسلام. ممنون بابت وبلاگ خوبتون. لذت بردم. لطفاازوبلاگ ماهم دیدن کنید. توکل داشته باش همه چی درست میشهخب؟خیال کی راحته تو این زندگی آخه؟ موقت(بشتاااابید بشتااابید)...رو نیمکت فضاسبز جلو خونه نشسته بودیم
همون نیمکتی که با جیمی نشستیم:))
منکه از هوا داشتم لذت میبردم و تو حال خودم بودم
که یکهو یک عدد جیگر به همراه سگ پشمالوش اومد ازجلومون رد شد
مامان یکم نیگاش کرد میگه اگه المی شهر دیگه قبول بشه یکی ازین سگا میگیرم جاش خالی نباشه دلتنگیش اذیتمون نکنه!
:-///////////////////
ینی تنها کاری که تونستم بکنم پوکرفیس زل زدن به دوربین بود به مدت دو ساعت:-////
موقت(بشتاااابید بشتااابید)...
اگر آروم شدن به معنی بزرگ شدنه پس بزرگ شدم دارم بزرگ میشمهنوز گاهی شیطنتی میکنم ولی دوباره برمیگردم یک گوشه میشینمو مشغول کارخودم میشماینجا نوشتن برام لذت داشت عاشقش بودمعاشق اینکه من بنویسمو شما بخندین ولی الان یک دخترک آرومی شدم که تقریبا هیچ اتفاق خنده دار قابل تعریفی براش نمیوفتهاز اینکه مطلبی برای نوشتن ندارم عصبی میشمعادتم شدهمعتادش شدممیام صفحه رو باز میکنم میخوام شروع کنم ب نوش موقت(بشتاااابید بشتااابید)...